روابط زناشویی، به رابطه بین زن و مرد که با هم ازدواج کردند گفته می شود. رابطه زناشویی سالم، جزئی مهم از اهداف مستقیم و تاثیرگذار یک ازدواج است. یک ازدواج پایدار و رضایت بخش می تواند منبع مهمی از حمایت عاطفی و پشتوانه ای برای  طول دوران بزرگسالی و کهنسالی باشد و می تواند با افزایش توانمندی های اقتصادی، سلامت روانی و جسمی همراه شود. برخی از این فواید ازدواج، ناشی از بهبود رفتارهای بهداشتی در بین افراد متأهل، مراقبت و نظارت همسرها به همدیگراست.

 

تعریفی از روابط زناشویی

در امر ازدواج انتخاب نقش بسزایی دارد انتخابی که براساس معیارهای خوب انجام پذیرد نتایج خوبی هم خواهد داد و منجر به رسیدن زن و مرد به ازدواج های پایدار می شود. البته ماهیت دقیق فرآیند های تولید این نتایج مثبت به خوبی معلوم نیست، ولی روابط زناشویی یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین عوامل می تواند باشد. روابط سالم بین زن و مرد از الگوهایی پیروی می کند، این روابط می تواند احساس خوشبختی و شادی را در بین زوجین افزایش دهد و باعث کاهش کشمکش بین آنها شود. همچنین این روابط می تواند باعث پایداری ازدواج شود و تنها راز طولانی شدن در روابط زناشویی این است که  زن و شوهر نباید محکم و مستقیم در مقابل همدیگر بایستند، بلکه با همکاری هم و صحبت کردن و حتی کمک گرفتن از روانشناس و آموزش می توانند انتظارات همدیگر از این روابط را مشخص کرده و با برقراری روابط سالم به مدت طولانی در کنار یکدیگر بمانند. در زیر برخی از خصوصیات واضح روابط زناشویی سالم و ناسالم آورده شده است. از آن می توان به عنوان راهنما استفاده کرد تا مشخص شود که آیا زوجین در مسیر صحیح در روابط خود قرار دارند یا اینکه هر دو نیاز به ایجاد برخی اصلاحات دارند تا پس از آن بتوانند راه خوب خود را پیدا کرده و خوشبختانه به زندگی خود ادامه دهند.

 

 روابط زناشویی سالم دارای خصوصیات زیر می باشد

-در روابط زناشویی سالم نه تنها همسرها در کنار یکدیگر احساس امنیت می کنند بلکه قادر هستند همان احساسات را هنگام تنها بودن داشته باشند.

-همسرها به یکدیگر انگیزه می دهند تا زندگی مشترک خود را به کمال خود برسانند و همچنین در کنار روابط زناشویی سالم، برای رسیدن به رویاهای همدیگر تلاش می کنند و می توانند اهداف مشترک تعیین کرده و قادر به همکاری مشترک در جهت اهداف مشترک هستند.

-در روابط زناشویی سالم، زوجین همدیگررا همانطور که هستند، می پذیرند و هیچ انتظاری مبنی بر تغییر شخصیت و رفتار و اخلاق و اراده از دیگری وجود ندارد.

-هر دو در ابراز عقیده خود احساس امنیت می کنند و می دانند که در ابراز عقیده مورد تمسخر و مخالفت قرار نمی گرند و مطمئن هستند که همسرشان درمورد موضوعاتی که ایجاد می شود، احساسات همدیگر را درک کرده و به حرفهای همدیگر گوش خواهند کرد و در جهت رفع هر موضوع یا مشکل هماری لازم را خواهند کرد.

روابط زناشویی همسرها با یکدیگر اولویت اصلی آنهاست و اگر مشکلی، در انجام کاری  پیش آمد که باعث ایجاد استرس و یا ناراحتی درروابط زوجین می شود، می توانند آن کار را به راحتی کنار بگذارند تا آسیبی وارد رابطه آنها نشود.

-مشکلات حاکم بر روابط زناشویی و درگیری باعث نمی شود، که زوجین احساس نا امنی کنند و همسرها بدون اینکه به این فکر کنند یا به این  نگرش برسند که دیگر عاشق هم نیستند، می توانند ازهمدیگر ناراحت شوند، و هر دو آنها کاملاً می فهمند که تعارض و اختلاف نظر بخشی از هر روابط زناشویی سالم است و نباید نگران شوند که این اختلاف ها، روابط آنها را خراب خواهد کرد.

-اگر درمورد روابط زوجین از آنها سؤال شود، یا اینکه خودشان بخواهنند در مورد آن حرفی بزنند، اکثر حرفها و هرآنچه که در مورد روابط زناشویی خود می گویند، مثبت است.

-زوجین قادر به برقراری ارتباط صریح و صادقانه با یکدیگر هستند و نیازی به دروغ پردازی به همدیگر در هیچ موردی نمی بینند.

-از مزایای دیگر روابط زناشویی سالم این است که زوجین همیشه نسبت به همسر خود دوست داشتنی و جذاب باقی می مانند و متقابلا همدیگر را دوست خواهند داشت و این دوست داشتن و دوست داشته شدن را به همدیگر ابراز می کنند.

 

نشانه هایی از روابط زناشویی ناسالم را بشناسیم

-زوجین وقتی در اطراف همسر خود نیستند، احساس ناامنی و نیازمندی می کنند و همسرها از نظرامنیت خاطر و احساس خوشبختی به همدیگر وابسته هستند.

-در روابط زناشویی ناسالم، زن ومرد درباره اختلاف نظرهای بینشان، همدیگر را  قضاوت می کنند. درمورد رویاها یا اهداف شخصی همدیگر، فکر نمی کنند، قادر به انتخاب اهداف مشترک نیستند و نمی توانند برای رسیدن به یک هدف مشترک با هم کار کنند و این به معنای آن است که دستیابی به یک زندگی مشترک لذت بخش، ناممکن است.

-در روابط زناشویی ناسالم، هنگامی که بین زوجین درگیری بوجود می آید، قادر به حل مشکلات نیستند، و احساس خفه شدن می کنند، گویی همسرها همدیگر را نمی شنوند و یا به دیدگاه همدیگر اهمیت نمی دهند.

-هنگامی که درگیری بین زن و مرد رخ می دهد، از رابطه جنسی یا تحریک عاطفی خودداری می کنند. به جای یافتن راه حل برای مشکل، یکی از آنها  یا هر دو آنها خاموش می مانند و از مقابله با مشکل و حل آن امتناع می ورزند.

-همسرها صریح و صادقانه  با یکدیگر ارتباط برقرار نمی کنند، دروغ می گویند و اطلاعات مهمی را از یکدیگر نگه میدارند.

-زن ومرد بیشتر وقت خود را صرف احساس صدمه یا نگرانی از وضعیت رابطه خود با همسرشان می کنند.

– زوجین در صورت وجود مشکلاتی، به دیگران از همسرشان شکایت میکنند و به جای صحبت با همسرشان، دیگران را به مشکلات روابط زناشویی خود دعوت می کنند.

– رابطه خود را در اولویت قرار نمی دهند. خواسته ها و سطح راحتی خود را مقدم تر از روابط زناشویی  قرار می دهند.

-همسرها به جای اینکه برای شنیدن انتقادها از همدیگر گشاده رو باشند، از شنیدن اختلاف نظرها برآشفته می شوند و جرو بحث می کنند و هرکدام حق را به خودش می دهد و قهرهای طولانی می کنند.

-شریک زندگی خود را مجبور به انجام کارهایی می کنند که او از انجام آن راضی نیست، و به ضرری که در روابط ایجاد می کنند، بی توجه هستند، و یا همسرها، باج خواهی یا باج خواهی عاطفی را برای همدیگر بوجود می آورند.

 

تغییر در روابط زناشویی در طول زندگی

کیفیت زناشویی یکی از جنبه های مهم که مورد بررسی قرار گرفته در روابط زناشویی است. ارتباط قوی بین کیفیت زناشویی و ثبات ازدواج وجود دارد. مطالعات در مورد کیفیت روابط زناشویی اغلب براساس گزارش هایی انجام می گیرد که، میزان خوشبختی یا رضایت زوجین از ازدواج  را نشان می دهد. در گذشته دانشمندان علوم اجتماعی عموماً معتقد بودند که کیفیت این روابط از الگوی U شکل در طی دوره زندگی پیروی می کند، یعنی در سالهای اولیه ازدواج، این کیفیت رو به کاهش است و بعد از آن دوباره در دوران میانسالی بالا می رود. دانشمندان  تصور می کردند، این الگوی U ناشی از کاهش سازگاری همسران با گذشت زمان و یا تغییر در روابط زناشویی با آمدن فرزند باشد و همچنین خواسته های تغییر یافته در این رابطه در ارتباط با تغییر نقش های اجتماعی در طول زندگی باشد. تجزیه و تحلیل داده های طولانی انجام شده در دهه ۱۹۹۰ از این عقیده پشتیبانی می کند که کیفیت زناشویی در اوایل ازدواج کاهش می یابد، اما نشان نمی دهد که کیفیت زندگی زناشویی دوباره در دوران میانسالی بهبود می یابد. در عوض، این مطالعات حاکی از آن است که کیفیت زناشویی در طول سالهای بعد از ازدواج نسبتاً پایدار است. البته این احتمال وجود دارد که بسیاری از زوج های  متأهل، به خاطر همین کاهش سازگاری در روابط، زندگی مشترک خود را از طریق طلاق در اوایل زندگی پایان دهند. مطالعات مربوط به ازدواج های طولانی مدت، نشلان می دهد که تعهد به همسر و نهاد ازدواج، دیدن همسر به عنوان بهترین دوست، و به اشتراک گذاشتن اهداف زندگی و یک حس شوخ طبعی این روابط را  ماندگار می کند. اگر چه تحقیقات بیشتری درمورد روابط زناشویی در بین زوج های جوان نسبت به زوج های نسبتاً بزرگتر انجام شده است، اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد، ارتباط عاطفی بین زوج های بزرگتر از این ارتباط بین زوج های جوان قوی تر است.

مطلب مرتبط  راهنمای مفید برای روابط جنسی در ابتدای ازدواج

 

عوامل مؤثر بر روابط زناشویی در زندگی بعد ازدواج

عوامل مختلف و متنوعی در ارزیابی های ذهنی از کیفیت زناشویی در زندگی بعد ازدواج دخالت دارد. مردان احتمالاً از زندگی خود بعد از ازدواج نسبت به خانم ها رضایت بالایی را نشان می دهند، یا کیفیت زناشویی در افراد تحصیل کرده بهتراست، اما برای کسانی که رضایت کمتری از تقسیم کار خانه دارند، این کیفیت کاهش می یابد. شرایط جسمانی و شخصیتی، زوجین از عوامل مهم در این روابط هست. سلامتی در روان، که باعث افزایش توانمندی زوجین در حل مشکلات یا اختلاف نظرهای بوجود آمده می شود، مهم است و باعث ایجاد یک رابطه سالم بین زن و مرد می شود. وضعیت اقتصادی با اینکه به تنهایی نمی تواند باعث افزایش یا کاهش کیفیت روابط بین زوجین شود اما یکی از عوامل بسیار تأثیرگذاراست. نگهداری از فرزندان به دلیل اینکه زمان و مسئولیت بیشتر می طلبد، ممکن است در طول زمان باعث کاهش توجه همسران به هم شده و در نتیجه رضایت زناشویی را کاهش دهد. بازنشستگی در روابط زناشویی نقش دارد. افزایش تعداد زنان در نیروی کار نشان می دهد که بازنشستگی به یک رویداد مهم در بین زوجین تبدیل می شود، به این معنی که زن و شوهر هر دو تمایل به بازنشستگی در یک زمان دارند و همزمان با بازنشستگی با یکدیگر بیشتر سازگار می شوند و محدودیت های زمانی را که قبلا داشتند، کاهش می یابد. میزان زمانی را که زوج ها با یکدیگر می گذرانند، افزایش یافته و پتانسیل را برای افزایش کیفیت روابط فراهم می کند، البته این نکته مهم است که زوجینی که بعد بازنشستگی از روابط خود راضی هستند، قبلا نیز همین رضایت را داشتند. سرانجام، روابط زناشویی می تواند تحت تأثیر تغییر در وضعیت سلامتی یکی از همسران تغییر یابد یعنی  نیاز یک همسربه دیگری به عنوان مراقبت کننده در کیفیت روابط مؤثر است. تحقیقات نشان می دهد که کیفیت و صمیمیت زناشویی تحت فشار این موضوع کاهش می یابد.

 

 مزایای مشاوره برای افزایش کیفیت روابط زناشویی

افرادی وجود دارند که فکر می کنند اگر در روابطشان با همسر نارضایتی به وجود آمد باید در آن روابط بمانند و ازدواج ناخوشایند را تحمل کنند و یا  احساس می کنند، به محض به وجود آمدن مشکلات، چاره‌ای جز طلاق ندارند. افرادی که نارضایتی خود را از روابط زناشویی خود ابراز نمی کنند، و با این امید ادامه می دهند که چیزی تغییر می کند و مشکلات فوراً حل می شوند، یا کسانی هستند که، برای حل بعضی مشکلات یا عادات، خود ازدواج می کنند، یعنی قبل از اینکه مشکلات خود را حل کنند یا عاداتی که مهم است قبل ازدواج ترک کنند، احساس می کنند اگر ازدواج کنند همه موضوعات به یکباره حل شده و کارها در راه صحیح خود قرار می گیرید. یک مورد که در همه این افراد مشترک می باشد، این است که به ندرت به مشاوره ازدواج می روند، یا قبل از تصمیم به طلاق افراد بسیار کمی از مشاوره ازدواج استفاده می کنند. این اتفاق به دلیل پیش فرض های اجتماعی رخ می دهد یعنی افراد اصلا احساس نمی کنند که ممکن است به درمان نیاز داشته باشند یا یک گفتگو با مشاور بتواند مشکلاتی را حل کند. هرچند که در روابط زناشویی، حتی موقعی که این رابطه در خطر است، نظرهیچ کس بیش از نظر شریک های زندگی، مهم نیست. اما مراجعه به یک مشاور حرفه ای، ممکن است، شما را متوجه این موضوع کند که مشکلاتی وجود دارند که می شود با گفت و گو حل کرد یا راه حل هایی وجود دارد که بتوان سطح روابط زناشویی را بالا برد و کیفیت زندگی مشترک را افزایش داد. یا مشاوره قبل از ازدواج می تواند افراد را برای یک ازدواج خوب و حفظ ازدواج آماده کند و برای حل مشکلات در درون ازدواج مهارت لازم را کسب کنند. مهارت های ارتباطی برای روابط زناشویی خوب لازم است اما معدودی از افراد به طور طبیعی مجهز به آن مهارت هستند. ممکن است افراد فکر کنند تمام تلاش خود را برای حل مشکلات در یک ازدواج انجام می دهند، اما یک مشاور ازدواج می تواند در آموزش راه های جدید برای حل مشکلات و برآورده کردن نیازهای افراد، نقش بزرگی داشته باشد.

 

مشاوره برای افزایش کیفیت روابط زناشویی کدام مهارت ها را آموزش می دهد

افراد یاد می گیرند که چگونه یک درگیری را به صورت سالم حل کنند. مشاوره ازدواج افراد را به مهارت های ارتباطی مجهز می کند که بتوانند نه تنها به حرف های همسرشان گوش دهند، بلکه به آنچه که می خواهند به همسرشان بگویند را پردازش کنند.

زوجین یاد می گیرند که چگونه ارتباط مؤثرتری برقرار کنند. افراد هنگامی که نیازهای خود را به وضوح و آشکارا بدون ابراز نارضایتی و عصبانیت بیان می کنند، کیفیت روابط زناشویی را افزایش می دهند. همسرها می آموزند که چگونه انتقاد کنند، بدون اینکه اهانت آمیز باشد. لازم است هر دو همسر بدون ترس از آسیب رساندن به دیگری بتوانند در مورد مسائل خود صحبت کنند. در مشاوره ازدواج، افراد یاد می گیرند، بدون نیاز به درگیری با یکدیگر، آنچه را که لازم است، بتوانند دریافت کنند.

مشاوره ازدواج برای بیان، هرگونه نارضایتی که افراد احساس می کنند، محیط امنی را فراهم می کند. وقتی احساسات واقعی افراد، به یک متخصص آموزش دیده، گفته شود، تمام آن چیزی باشد که مشکلات را بوجود آورده بود، ممکن است افراد متوجه شوند که همسرشان بیش از این مایل است که برای حل مشکلات در ازدواج با یکدیگر همکاری کنند.

افراد درک عمیق تری از اینکه همسرشان چه کسی است، بدست می آورند و نیازهای همدیگر و انتظارات همدیگر از روابط زناشویی را بهتر درک خواهند کرد. همچنین افراد در مورد خود و نیازهای خود بیشتر آگاه می شوند، که این موضوع به نوبه خود می تواند، افراد را توانمند کرده تا مشکلات به وجود آمده داخل ازدواج را به راحتی برطرف کنند. یا با قطعیت و شناخت بتوانند تصمیم بگیرند که ترک روابط زناشویی به نفع طرفین باشد. در نتیجه می توان مهارت های روابط مورد نیاز برای حفظ یک ازدواج کامل را از یک مشاور حرفه ای،  یاد گرفت.

 

رایج ترین مشکلات روابط  زناشویی

خیانت یکی از شایع ترین مشکلات ازدواج در روابط است. این شامل تقلب و داشتن روابط عاطفی است. موارد دیگر که شامل خیانت می شود عبارتند از: خیانت جسمی، روابط اینترنتی و همچنین امور طولانی و کوتاه مدت. خیانت در یک رابطه به دلایل مختلفی رخ می دهد. این یک مشکل شایع است و بسیاری از زوج ها در تلاش هستند تا راه حلی برای آن پیدا کنند.

اختلافات جنسی صمیمیت جسمی در یک رابطه طولانی مدت ضروری است، اما دلیل اصلی یکی از شایع ترین مشکلات ازدواج در همه زمان ها، مشکلات جنسی است. مشکلات جنسی ممکن است به دلایل مختلف در یک رابطه ایجاد شود که راه را برای مشکلات بعدی ازدواج بیشتر کند. شایع ترین مشکل جنسی در طول ازدواج، از بین رفتن میل جنسی است. بسیاری ازمردم تحت این تصور هستند که فقط زنان مسائل مربوط به میل جنسی را تجربه می کنند. با این حال ، مردان نیز تحت تأثیر این مسئله قرار دارند. همچنین کسالت و بی حوصلگی یک مسئله زناشویی شدید اما کم ارزش است. با گذشت زمان برخی از همسران از رابطه خود کسل می شوند. آنها ممکن است از چیزهایی که در رابطه به وجود می آیند خسته شوند. حسادت هم یکی دیگر از مشکلات متداول ازدواج است که باعث می شود ازدواج ترش شود. اگر یک شریک بیش از حد حسود دارید، بودن با آنها و اطراف آنها می تواند یک چالش شود.


میهن پزشک پشتیبان سلامت شما


طبق تخصص دکتر مورد نظر را پیدا کنید
لیست تخصص های پزشکی

سوال دارید؟ از پزشکان رایگان بپرسید
پرسش و پاسخ با پزشکان

لیست پزشکان شهر خود را مشاهده کنید
دکترتو پیدا کن و نوبت بگیر